می دانی همیشه یک حفره ی بزرگ خالی در من است بی انکه بدانمچطوربی آنکه بدانم برای چه ؟حس میکنم در خلاء عمیقی فرو رفته ام و سایه ها انباشته و پوچبی آنکه باشند به قلبم هجوم می اورندبه سینه ام می کوبندوبعد تنهاییسنگین تر از قبل بر سرم آوار میشود آه میشودافسوس میشود«چرا؟ » می شودمیدانی گاهی عجیب دلم برای چیزی تنگ است که نیستبرای حسی که نیستبرای اندوهی که نیستبرای دردی که نیست و برای قلبی که نیست ....گاهی عجیب دل تنگم گاهی عجیب تنهایم گاهی عجیب خالی ام ، خالی .....
+ نوشته شده در ۱۴۰۲/۰۵/۳۱ ساعت 0:5 توسط سارا
|
28....
ما را در سایت 28. دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 63
تاريخ: سه
شنبه
7 شهريور
1402 ساعت: 9:35